گپی از
نزدیک با باغشی اراز محمد شیرمحمدلی
موسیقی
روح جامعه را تلطیف می کند
گفتگو از: آنا دردی عنصری
اراز
محمد شیرمحمدلی با اینکه هنوز دهه ی چهلم عمر خود را می گذراند امّا از پشتوانه ی
کارنامه هنری ۲۵ ساله برخوردار است. در این مدت با بهره گیری از استعداد خارق
العاده در خوانندگی و به لطف صدای گرم و خوش خود توانست جایگاه ویژه ای در میان
باغشی های ترکمن کسب کند. این امر بویژه زمانی نمود پیدا می کند که حاصل فعالیت های
هنری او را در داخل و خارج کشور بصورت لوح های تقـدیر، لوح زرّیـن و کسب جوایز ویژه
و مقام های اوّلی در جشنواره های مختلف و معتبر داخلی مشاهده می کنیم. او حقیقـاً
کلکسیونی از افتخارات را دارا است. این همه، زمانی که با فروتنی و خضوع معنوی وی
عجین می شود شخصیتی هنرمند در برابر عینیّـت پیدا می کند که بی اختیار شاخصه های یک
هنرمند اصیل را در او می بینی.
چند
روز قبل به دیدارش رفتم و گله کردم که چرا از مصاحبه شانه خالی می کند و اضافه کردم
همه ی دست اندرکاران موسیقی سنتی ترکمن وظیفه دارند با ویژه نامه ای که در دست تهیه
ی است از نزدیک همکاری نمایند. می دانستم که فروتنی بیش از حدّ او مانع اینکار است.
با اینحال راضی اش کردم در فرصت گپ و گفتنی مختصری با هم داشته باشیم که قبول کرد.
چند شب بعد دیدم آمد، در حالی که به وضوح میشد در چهره ی مهربانش خضوع نجیبانه ای
را دید. بعد از تدارک چای گفتم برای شروع از خودت بگو، چند سال داری و چگونه موسیقی
را انتخاب کردی: خودش را جمع و جور کرد، انگاری که برای خواندن آماده می شود.
لبخندی بر گوشه ی لبانش نشست و آرام لب گشود: اراز محمد شیرمحمدلی هستم. متولد ۱۳۳۶
گـنبدکاوس، حدود ۲۵ سال است حرفه ی باغشی گری مشغولم. البته کار خوانندگی را از سال
۱۳۵۹ با شرکت در جشن عروسی دوستم دکتر مجید تکه آغاز کردم. دایی ام نوازنده ی دوتار
بود و منزلش محل تجمّع و محفل اهل موسیقی. بنابراین از کودکی با نوای دوتار بزرگ
شدم طوری که موسیقی برایم جذبه داشت و علاقمندم میکرد. در ادامه با گوش سپردن به
رادیو گرگان و رادیو عشق آباد روحم را سیراب می کردم. با گذشت زمان اینکار آنقدر
تکرار شد که بتدریج گوش هایم به ظرائف مضراب های دوتار و موسیقی خو گرفت. روند
یادگیری ام به این شکل شروع شد. این روند در برخورد با باغشی های منطقه، مرحوم
نظرلی و ... سرعت و عمیق بیشتری گرفت سپس نزد دکتر یمرلی باتفـاق رجب راوشی آموزش
دوتار و موسیقی را پی گرفتم و به مرحله ای از پختگی رسیدم که از سال ۶۱ مجدداً و
رسماً خوانندگی در مجالس و محافل را آغاز کردم که تاکنون نیز ادامه دارد. مکثی می
کند و نفسی تازه می کند مثل اینکه چیزی بیادش افتاده باشد صحبتش را ادامه میدهد....
من در سبک آخال تکه می خوانم البته سبکهای دیگر نیز کمابیش خوانندگی می کنم. این را
گفت و سکوت کرد.
حالت
چهره اش تغییر کرده بود. گویی در دریای موسیقی غوطه می خورد. علیرغم میلم دنیایش را
شکستم، پرسیدم از فعالیت هنری ات.... تعریف کن، همکاری با اداره ارشاد گنبد، گروه
موسیقی و جشنواره ها.... رؤیایش را بهم زده بودم. چهره اش حالتی دیگر گرفت و به
دنیای واقعی برگشت: از سال ۶۴ که همکاری خود را با اداره ی ارشاد گنبد آغاز کردم،
فعالیت هنری ما با تشکیل گروه موسیقی ترکمنی شکل و مضمون جدیدی بخود گرفت. ابعاد
فعالیتی ما وسیع تر و عمیق تر شد. از همان سال مرتباً در جشنواره های سراسری موسیقی
فجر شرکت میکردیم و به لطف اجراهای خوب و اصولی، موسیقی ترکمن رادر معرض دید و
قضاوت کارشناسان و هنردوستان می گذاشتیم. موفقیت های زیادی کسب کردیم و جوایز زیادی
گرفتیم. مسئولین و کارشناسان موسیقی نیز ما را تشویق و حمایت می کردند. بنظر آنها
موسیقی سنتی ترکمن نسبت به سایر اشکال موسیقی از انسجام، پیچیدگی و غنای هنری بسیار
برخوردار بود. گروه موسیقی ترکمنی آزادی در نتیجه این موفقیت ها تشکیل شد. موفقیت
های ما و تشکیل جشنواره های متعدد داخلی انگیزه ما را در توسعه و اشاعه موسیقی
افزایش می داد و علاقمندی جوانان را بیشتر می کرد. این امر باعث شد که در ادامه
کلاس های آموزشی موسیقی ترکمنی نیز دایر شود که با استقبال علاقمندان بویژه جوانان
مواجه شدیم. این کلاسها کماکان با سرپرستی دکتر مجید تکه و عبدالغفار گلدی نژاد
فعالیت دارد. اینجا صحبتش را قطع می کنم و می پرسم. آیا این فرایند بنظرات در توسعه
ی موسیقی ترکمن می تواند مؤثر باشد؟ از فرصت استفاده کرده و پیاله چای را که دیگر
خنک شده بود لاجرعه سر می کشد. از چشمانش برقی از رضایت ساطع می شود. با حرارت
بیشتری سخنش را پی می گیرد: ببین من فکر می کنم که بعد از انقلاب به دلایل گوناگون
موسیقی ترکمن یک فرایند رشد را طی کرده و در تکنوازی و خوانندگی بلحاظ تکنیکی و
اصولی رشد چشمگیری داشته اشت. نوازنده ها و خواننده های ما نسبت به همتایان خود در
قبل از انقلاب کاملاً از سطح توانایی بالایی برخوردار هستند. این همه بدلیل باز شدن
فضای فعالیتی در حوزه موسیقی است. رشد وسایل ارتباط جمعی، دسترسی به تلویزیون عشق
آباد، ارتباط نزدیک با ترکمنستان و سفرهای متقابل هنرمندان دو کشور. ارتقاء سطح
سواد موسیقانی، جشنواره های متعدد موسیقی قومی، تحقیقات علمی مدوّن در زمینه موسیقی
قومی و .... همه و همه دلایلی هستند بر رشد و توسعه و فنی موسیقی ترکمن. امّا در
ارتباط با چگونگی اقبال عمومی باید بگویم که هنوز بویژه در بین جوانان زمان نیاز
دارد تا موسیقی سنتی را جا بیاندازیم. البته در حال حاضر نیز در محافل و مجالس،
موسیقی سنتی شنوندگان و علاقمندان خاص خود را دارد. در مجموع روند، یک روند روبه
رشد و امیدوار کننده است فقط همّــت و تلاش جمعی دست اندرکاران را می طلبد که
عاشقانه کار کنند و خسته نشوند. به اینجا که می رسد مکثی می کند و نگاه محجوبش را
به چشمانم می دوزد و می گوید: می دانی کار موسیقی کار با ارزشی است. موسیقی روح
جامعه را تلطیف می کند. ..... رشته ی افکارش را پاره می کنم و می پرسم. خوب در این
میانه نقش دولت و نهادهای دولتی را چگونه می بینی. – دولت در این بین نقش حمایتی و
پشتیبانی کننده را دارد. تشکیل جشنواره های موسیقی مسابقه ای به ویژه در سطح سنی
زیر ۲۳ سال. حمایت تدارکاتی از انجمن های موسیقی، حمایت از پیشکسوتان موسیقی که
اکنون پیر و از کار افتاده شده اند، مقل بیمه کردن هنرمندان، تعیین مقرّری ماهیانه
و ...... انتظار اینست که در انجام این رسـالت که بر دوش اهالی موسیقی است نهادهای
دولتی و غیر دولتی ما را تنها نگذارند. .... پاسی از شب گذشته است و او خسته از کار
روزانه. لذا آخرین سئوال را می پرسم و نظرش را در مورد برگزاری جشنواره موسیقی سنتی
ترکمنی در کلاله جویا شدم. مسرّت خود را پنهان نمی کند، با رضایت می گوید: جای خالی
این جشنواره ها در منطقه کاملاً محسوس است. اینگونه مراسم حداقل سالی یکبار باید
برگزار شود. برگزاری مستمر این جشنواره ها و بویژه شرکت جوانان و نوجوانان در آن می
تواند عامل پیشـبرنده اشاعه موسیقی ترکمن باشد. می گویم و در آخر پیامی اگر داشته
باشد. می گوید پیام که نه امّا پیشنهادم اینست که برای جشنواره از فعالین موسیقی
سایر اقوام که در همسایگی ما هستند مثل شمال خراسان، علی آباد و ... . همچنین از
حامیان موسیقی نواحی مثل محمد رضا درویشی حتما ً دعوت کنید.
صحبتش را تمام می کند بی تکلیف بر می خیزد و رخصت رفتن می طلبد. همانگونه که ساده و
بی آلایش آمده بود خداحافظی می کند و می رود. ... من خوشحال از اینکه توانستم
سخنانش را ثبت کنم.
شمّه
ای از فعالیت های هنری باغشی اراز محمد شیرمحمدلی
۱- دیپلم
افتخار در سومین جشنواره سراسری موسیقی فجر.
۲- دیپلم
افتخار چهارمین و چنجمین جشنواره سراسری موسیقی فجر.
۳- لوح
زرّین و جایزه ویژه گروهی جشنواره و خواننده برگزیده در دوسال متوالی سالهای ۶۸- ۶۷
۴- شرکت
در کلیه جشنواره های موسیقی فجر، هفته وحدت، دفاع مقدس و همایش های موسیقی در استان
های کشور.
۵- مسافرت
های خارج از کشور به ترکمنستان، آلمان، هلند، انگلستان به منظور شرکت در فستیوالهای
موسیقی.
۶- شرکت
در فیلم «سکوت» ساخته محسن مخملباف.
منبع: فصلنامه یاپراق سال
پنجم ، شماره ۲۰، زمستان ۱۳۸۱ ویژه نامه موسیقی سنتی ترکمن